چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غم هایم بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهای تنهایم
خودم را به باد سپرده ام و در آسمان به ناکجا می روم! کودکی، من و ریسمان پاره بادبادکش را می پاید! سراغ مرا از قاصدکان بی خبر مگیرید
در حضور واژه های بی نفس صدای تیک تیک ساعت را گوش کن شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی