Emily of new moon

وبلاگ رسمی مجموعه امیلی در نیومون

Emily of new moon

وبلاگ رسمی مجموعه امیلی در نیومون

ای ...

یادش بخیــــــــــــــــر

ایران 88

شما عزیزان میتونید نظرتون رو در مورد انتخابات ریاست جمهوری ایران تو بخش نظرات این پست بگید.

لطفا لینک این پست رو به دوستانتان هم بدید تا از نظرات آنان اگاه بشیم.

iran

به ایران نشاید چنین روزگار

فرجه

هیچ کس اشکی برای ما نریخت/ هر که با ما بود از ما می گریخت

چند روزی هست حالم دیدنیست/ حال من از این و آن پرسیدنیست

گاه بر روی زمین زل می زنم /گاه بر حافظ تفال می زنم

حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت

ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم ...

سایت معلق شد !!!

بنده به علت اینکه سرم به شدت شلوغه نمی تونم زود بهزو آپ کنم برای همین نیاز به یه همکار دارم که یه مدت بلاگ رو دستش بگیره تا اون فرد هم گیر نیاد این وبلاگ همین جوری معلق خواهد بود.

اگر شما مایل به همکاری هستید در همین پست اعلام آمادگی کنید.

مناظره احمدی با موسوی به نفع رضایی؟؟؟؟؟؟؟؟!

مناظره دیشب بین مهندس میرحسین موسوی و دکتر محمود احمدی نژاد از جهات مختلف قابل تحلیل است. مهمترین واقعیت این است که مردم می گویند هیچکدام از دو مناظره گر چیزی برای عرضه در بعد راهکار و برنامه نداشتند تا مردم با امیدواری به راهکارهای ارائه شده برای برون رفت از مشکلات و نیز مقایسه برنامه های دو کاندیدا دست به انتخاب بزنند. 

مناظره کنندگان دیشب در نبود یک نگاه "برنامه محور"، گاه از جاده اخلاق خارج شده و هر کدام برای دفاع از عملکرد یا برنامه های خویش، حریم دیگران را نشانه رفته و گاه تعادل احساسی خویش را از دست می دادند که در این میان، هرچند رفتار موسوی قابل قبول تر از احمدی نژاد بود ولی بی نقص نبود. هرچند تخریب موسوی توسط رقیب، نوعی ترحم همراه با دلسوزی را در مخاطب برمی انگیخت اما ضعف مفرط موسوی در بیان نقاط ضعف اساسی دولت نهم و نیز ناتوانی در ارائه یک تبیین قوی از برنامه های دولت آینده خود، باعث قضاوت منفی بیننده می شد.

در اینجا یک سوال مطرح می شود؛ چرا محمود احمدی نژاد این حرفها را در دقیقه نود به زبان می آورد؟ آیا او باورش شده است که باید با اراده ملت ایران با صندلی ریاست جمهوری خدا حافظی کند؟ 

و یک سوال دیگر که مربوط به موسوی است اینکه آیا در طول اینهمه سال قبل از احمدی نژاد، اوضاع بر وفق مراد ملت ایران بوده است که میرحسین موسوی سکوت کرده بود؟ یا اینکه او نیز می خواهد از بعضی اشتباهات محمود احمدی نژاد و بزرگنمایی آن، خلاء برنامه ای خود را پر کند؟ 

به هر صورت نتیجه این مناظره برای هر دو طرف، دستاورد مثبت قابل توجهی نداشت و بسیاری از اصولگرایان یا رزمندگان هشت سال دفاع مقدس که تاکنون تصمیم خاصی نگرفته بودند یا در حال بررسی برای حمایت از احمدی نژاد بودند، از او روی گردان شدند. از طرف دیگر تعدادی از طرفداران موسوی اگرچه حملات پی در پی احمدی نژاد را به حساب تندخویی او می گذارند ولی نمی توانند چشم خود را بر خلاء‌برنامه ای در تبلیغات موسوی ببندند و بنابراین در ادامه حمایت از وی دچار تردید شدید شدند.

به نظر می رسد مناظره دیشب موسوی و احمدی نژاد یک بازی باخت - باخت برای هر دو بود. هرچند هوادران دو آتشه هر دو کاندیدا، در ظاهر از نتیجه ابراز خوشحالی می کنند ولی در نهان نگرانند. چرا که می دانند قضاوت مردم درباره هر دو این است که یک نمره منفی گرفتند؛ احمدی نژاد منفی انضباطی و اخلاقی گرفت و موسوی منفی برنامه ای.

امروز تعداد زیادی پیامک به دست من رسید که مردم قضاوتهایشان را از این مناظره به رشته تحریر در اورده بودند. هم بخشی از طرفداران موسوی و هم بخشی از طرفداران طرفداران احمدی نژاد با شجاعت اذعان می کردند که روند انتخابات به نفع محسن رضایی پیش می رود و در سایه تخریب های شدیدی که این دو کاندیدا متوجه یکدیگر می کنند، آراء خاموش رضایی در حال افزایش است.

با خود فکر کردم چرا مناظره دیشب چنین نتیجه ای داشته و طرفداران دو کاندیدا - یا لااقل بحشی از طرفداران جسور دو کاندیدا - را به بیان چنین حقیقتی رسانده است؟ گذشته و سابقه محسن رضایی برای ملت بزرگ ایران شناخته شده و شفاف و روشن است. و 

اگر قرار باشد احمدی نژاد و موسوی در مناظره با محسن رضایی نیز به همین سبک و سیاق ظاهر شوند، و همین حرفهای سطحی و احساسی و حمله کردن به حریم رقیب را دنبال کنند، محسن رضایی پیروز میدان خواهد بود. 

مردم آگاه ایران در خلال این مناظره ها، کاندیدای اصلح خویش را برخواهند گزید و به این نتیجه خواهند رسید که راهی به غیر از خط و شیر کردن هم هست و آن، "جریان سوم و مستقل و انقلابی" است که در اندیشه ها و برنامه های معمار نوین و امیر سربلند ایران زمین دکتر محسن رضایی تجلی یافته است.

دیدار دوستان قدیمی و ...... حال حاضر

هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد در اولین مواجهه پس از مناظره جنجالی احمدی نژاد و موسوی که طی آن اتهاماتی متوجه فرزندان هاشمی شده بود، با یکدیگر خوش و بش کردند.

به گزارش ایفنا نیوز، هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد در حاشیه مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) با یکدیگر خوش و بش کردند که این صحنه از نگاه عکاسان دور نماند و در دوربین های آنها ثبت شد.

ناظران سیاسی لبخند هاشمی رفسنجانی در اولین مواجهه با احمدی نژاد پس از آن مناظره جنجالی را نشانه خردورزی وی دانسته، در عین حال، از شتابزده بودن اطلاعیه محسن هاشمی که در انتقاد از رئیس جمهور صادر شد، ابراز نگرانی کرده و آن را به نفع احمدی نژاد ارزیابی کرده اند.

به یاری خدا و ملت رای همه دکتر محسن رضایی

تیم رسانه ای محسن رضایی اقبال خاصی به "شعر" نشان می دهد.  

به گزارش عصر ایران، خبرنامه پایگاه اینترنتی محسن رضایی که این روزها نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز شده است دستچینی از اخیار و مطالب سایت وی را برای کسانی که عضو این خبرنامه شده است ارسال می کند.  

ارسال این خبرنامه ها با جدی شدن حضور رضایی در انتخابات آغاز شده است. و ششمین شماره آن برای اعضاء این سایت ارسال شده است. نکته قابل توجه در آخرین خبرنامه ارسالی، گنجاندن آدرس و پیونددادن به سه مطلب در قالب "شعر" های حمایتی حامیان محسن رضایی که در تاریخ های 16-17 و 19 اردیبهشت منتشر شده است است.  

نمونه اول:

به گزارش پایگاه اینترنتی دکتر محسن رضایی ، سایت نسل حماسه که سروده ی آقای سید محمد جواد پردستان را منتشر کرده، می نویسد: این شاعر و رزمنده، ضمن سرودن این ابیات از شدت یافتن تخریب هایی که حامیان رئیس جمهور متوجه فرمانده هشت سال دفاع مقدس می نمایند، ابراز نگرانی و گلایه کرده است.  

متن کامل شعر:  

باز لایق باز لایق گشته ای 
شیر حقّی، خود شقایق گشته ای 
 
زخم چندین ساله ای داری بدل 
باکری ها رفته و ما هم خجل 
 
باکری دیشب همینجا بود و رفت 
وه! زبانم لال، تنها بود و رفت 
 
کاش لایق کاش لایق می شدم 
کاش من هم یک شقایق می شدم 
 
کاش می شد سینه ام مصلوب دار 
تا انا الحق می زدم منصور وار 
 
باز ملت ! خوابی مشوش دیده ام 
زندگی در نبض آتش دیده ام 
 
باکری گفتش عطش داری هنوز 
زیر زخم و زیر آواری هنوز 
 
آی ملت ! بندبندش شیون است 
زخم او پیداتر از پیراهن است 
 
باکری بی تابیت را دید و رفت 
حال محزون تو را فهمید و رفت 
 
وای بر ما گر صدایت نشنویم 
تو بفرما، تا همه آرش شویم  

نمونه دوم: 

به گزارش پایگاه اینترنتی دکتر محسن رضایی به نقل از سایت نسل حماسه ، کیومرث قلاوند شاعر این ابیات، ضمن آرزوی توفیق برای دکتر رضایی، نوشته است: به امید پیروزی قاطع سردار هشت سال دفاع مقدس دکتر محسن رضایی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران، و به مناسبت اولین سفر انتخاباتی این یار امام(ره) و رهبری به استان زرخیز و مهد مقاومت و پایمردی خوزستان، قطعه شعری تقدیم حضور می گردد. 
 
بنام ایزد منانِ دانا 
خداوند تبارک و تعالی 
 
به یاد مرشد و پیر جماران  
که اکنون یار او آمد به میدان 
 
الا ای شیرمرد بختیاری  
دلاور مرد جبهه، ای رضایی 
 
خدا را شاکریم ما از دل و جان  
که توفیقت شده آیی به میدان 
 
ز مردی و رشادت کم نداری  
همی دانم که مرد روز کاری 
 
به خوزستان سفر کردی تو این بار 
که مهد شیرمردان است و احرار 
 
به یاد سالهای جبهه و جنگ  
گرت یاری نکردم باشدم ننگ 
 
اگر لب تر کنی تا پای جانم  
تو را یاری کنم، با تو بمانم 
 
ز اندیمشک و آبادان و اهواز  
دل عشاق سویت کرده پرواز 
 
در ایلات بزرگی چون قلاوند  
تو را خواهند ای شیرین تر از قند 
 
همه آرای شان باشد رضایی  
به وقت رأی گیری نهایی 
 
به یمن این حضور پر برکت  
کنیم یار امام را ما حمایت 
 
نمونه سوم:

به نام نامی یکتا خداوند 
خدای خالق کارون و اروند 
 
نهیم گردن به فرمان الهی  
همه یکدست هستیم با رضایی 
 
به خردادماه از فصل بهاران 
همه آئیم به سویت جمع یاران 
 
شود آباد ایران گر بمانی 
دلاور،تاج سر، دکتررضایی 
 
تو امید دل رنجور مایی 
توخود مرهم به زخم جبهه هایی 
 
دلا وقت جهاد است این دگر بار 
نه با توپ و تفنگ با رأی این بار 
 
کنیم از رأی خود با جان صیانت 
همه هستیم درخط ولایت 
 
هرآنکس در سرش عشق خمینی است  
یقیناً رأی او محسن رضایی است 
 
کنیم آباد ما ایران زمین را 
گلستان می کنیم این سرزمین را 
 
الا ای دوستداران رجایی 
شهادت پیشه گان کبریایی 
 
فشارید دست یکدیگر به یاری  
بود اصلح ترین کاندید رضایی 
 
کنیم اهداء ما آرای خودرا 
به روح آن امام پاک والا 
 
به رأی خود کنیم روح امام شاد 
خداوندا رضایی برقرار باد

یه عکس جدید

[IMG]http://i43.tinypic.com/2z88evp.jpg[/IMG]

انتقاد کنید

اخیراً تعداد نظرات کم شده که این امر باعث دلسردی ما گردیده.

از ما نظرات ، انتقادات ، پیشنهادات خود رو دریق نکنید

لطیفه و sms با حضور جومونگ ، سوسانو ، یوزرسیف ، افشین امپراطور

واگذاری زمین های جنگجویان دامون به صورت نقد و اقساط 
یکی بخر مفت 
دوتا بخر سوسانو ببر 

*****************************************************
به یوسف گفتن آسنات خوشگل تره یا زلیخا ؟ آهی کشیدو گفت سوسانو 

******************************************************
رفتم دکترگفت چشمام دو درجه ضعیف شده پس این پیراهنت کی میرسه؟ 
*******************************************************************

با پایان یافتن سریال یوسف پیامبر و نظر به استقبال بی نظیر مردم از یوزارسیف جومونگ از یوزارسیف دعوت کرد تا همراه با فراریان چوسان قدیم ارتش دامون را بازسازی کنند 

******************************************************
بیانیه جدید مایلی کهن برای قطبی : 

ای س*وس*و*ل منچ باز ! من که میدونم تو کره همش مار پله بازی میکردی 

تو جومونگ هم نیستی ! چه برسه به امپراتور !!! 

*****************************************************************

امروز سالروز در گذشت مخترع sms است. برای شادی روحش ۳ تا اس ام اس بلند بفرست! 
****************************************************************
دلم میخواد برات بمیرم ولی خودت که میدونی پهلوانان هرگز نمیمیرند…!! 
*****************************************************************
خدا یکتاست ، قلب تنهاست و کسی که این Sms رو می خونه عزیز دل هاست. 

*****************************************************
می رسد مجموعه یوسف به پایان غم مخور 

میشود سیمای ما روزی گلستان غم مخور 

ای زلیخا!!! جعفر دهقان اگر شوهر نشد 

آخر شب میرسد بهرام رادان غم مخور 

مدرک زیبایی یوسف اگر قلابی است 

اصل آنرا می دهد آقای کردان غم مخور 

  

**************************************************

کوتاه ترین فاصله برای دوست داشتن ، فقط یک لبخنده 

ولی تو نیشتو ببند ! 

چون من بدون لبخند هم دوست دارم ! 

  
********************************************************************

الهی شمع بشی، پروانه شم، دورت بگردم … بعدش فوتت کنم، خاموش بشی، هرهر بخندم 
 
**************************************************************
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را 
هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را 



هیجان زده نشو پشت خاور نوشته بود 

**************************************************
زندگی ، هر چه را که بخواهی همان را به تو می دهد 
چشمانت را باز کن 
دلت را بیدار کن 

رویاهایت را صدا کن

**********************************************************

شبها چراغ دلت رو روشن بزار تا فرشته ها راه پاکی رو گم نکنند ، شبهای بی فرشته سنگین میگذره مثل شبهای بی تو … 
 

 
******************************************** 

وقتی عشقت تنهات گذاشت … نگران خودت نباش که بدون اون چی کار کنی ، شرمنده ی دلت باش که بهت اعتماد کرد ! 
 

 **************************************************


هر قطره ی اشک نشان دل شکستگی است ، هر سکوت نشانه ی تنهایی است ، هر لبخند نشانه ی مهر است و … هر ا;س ام اس نشانه ی یاد شما در دل من ! 
 
***********************************************
زندگی کودکیست ، اگر می خواهید به خواب نرود همیشه او را سرگرم کنید ! 
 

********************************************


### o-<-< ### 

می دونی این چیه ؟ 

این منم خوبیدم رو ریل قطار ، تا اس ام اس ندی پا نمی شم . 

 
*******************************************************
داش سام علیک ! 

با اجازت روغن ماشینتو خالی کردم و به جاش خون جیگرمو ریختم ، تا هر وقت استارت زدی به عشقت بسوزم . 

ذت زیاد

 

****************************************************

ویژه


می خوای بدونی بچگی هات چه شکلی بودی 
از 1 تا 10 یک عدد انتخاب کن برام بفرست 




.

.

.

.

.

.

.

.


1.قشنگ 
2.شکمو 
3.سوسول 
4.جیشو 
5.همیشه دست تو بینی 
6.افاده ای 
7.بازی گوش 
8.تمیز 
9.شیتون 
10. خل ! 

 

**********************************

زن مثل ویروس می مونه 

وقتی وارد زندگیت بشه جیبتو SCAN می کنه 
لبخند رو از روی لبات DELETE می کنه 
مختو EDIT می کنه 
برنامه هاتو DOWNLOAD می کنه 

و تو آخرش HANG می کنی 

واسه دلگرمی ما نظر یادتون نره 

به صورت مجانی صاحب گوشی n96 یا حتی بهتر از اون بشید؟!!!!مگه میشه

امروز یه سایت توپ گذاشتم که موبایل رایگان و  تلویزیون LCD و پلی استیشن 3 وچیزای دیگه... جایزه میده دلم نیومد واسه شما نزارم. 
البته خودم اول باور نکردم ولی وقتی یکم تو نت گشتم دیدم دروغ نیست.

عضویتشم رایگانه . من خودم عضو شدم به خاطر همین میزارم تا شما هم عضو بشین .

یعنی اگه عضو نشین ضرر بزرگی کردین.

اینم آموزش عضویت در سایتش هست ...


آموزش عضویت

لطفا این پست را تا آخر بخوانید

ثبت نام در X Pango (برای دریافت موبایل رایگان )


دعوتنامه رسمی شرکت X Pango عضویتش هم رایگانه (به نظر من که هیچ ضرری نداره).

چرا این شرکت هدایای مجانی میده ؟

> این شرکت در واقع یک شرکت تبلیغاتی است که توسط شرکت های بزرگی همچون اپل، نوکیا، سونی اریکسون، سامسونگ و ... پشتیبانی می شود و در واقع برای آنها تبلیغ میکند که خرج این گونه تبلیغات بسیار کمتر از تبلیغات در تلویزیون هاست.

شما فقط با زیر مجموعه گیری می توانید گوشی موبایل،کنسولهای بازی، mp3 player و ... دریافت کنید.

مثلا k800 :برای گرفتن این گوشی نیاز به 13 زیر مجموعه دارین یعنی شما 13 دوست ندارین.

اگر n95 بخوای 37 نفر باید زیر مجموعه جمع کنی .

یا واسه n96  باید 39 تا زیر مجموعه گیر بیاری


هر گوشی که بخوای یه تعداد خاصی باید زیرمجموعه جمع کنی که بالاترینش 45 نفره .

به نظر من که آشنا و دوستان شما بیش از 45 نفر هم هستند . تازه آنها هم یک گوشی رایگان میگیرند .

مراحل کار:

ابتدا وارد لینک زیر شوید:

X Pango
بعد بر روی چیزی که می خواهید انتخاب کنید (موبایل- ام پی تری پلیر-کنسول گیم- HDTV)کلیک کنید

سپس روی گزینه ی Sign up Now که با رنگ قرمز در بالای صفحه سمت راست نوشته کلیک کنید

وبعد طبق مراحل زیر عمل کنید

First name: نام خود را بنویسید. 

Last name: نام خانوادگی خود را بنویسید.

Email: آدرس ایمیل خود را وارد کنید. (ایمیل شما باید واقعی باشد چون برای تکمیل ثبت نام بهش نیاز دارید)

:Passwordبرای خود پسورد انتخاب کنید.

Address1: آدرس خود را دقیق به انگلیسی بنویسید.

لازم نیست در این قسمت نام شهر، استان، کد پستی و ... را وارد نمائید، در فیلدهای پائین تر می توانید آنها را درج کنید:

Town/City: شهر خود را بنویسید.

County/State:نام استان خود را بنویسید.

Country: نام کشور خود را انتخاب کنید.

Free Gift: نام هدیه را انتخاب کنید،

برای دیدن برخی از این هدایا به همراه اعتبار لازم کلیک کنید

[IMG]http://i42.tinypic.com/2u7lptz.jpg[/IMG]


در زیر لیست هدایا را به همراه زیرمجموعه مورد نیاز آورده ام(اعداد داخل پرانتز):

Apple Mobile Phones: iphone 3G 16GB (38) – iphone 3G 8GB (32 

Motorola Mobile Phones: Motorola RAZAR V3i (18) – Motorola KRZR K1 (13

Nokia Mobile Phones: N96 (45) – N95 (37) – N82 (37) – N81 (28) – N80 (25) - N76 (31) – N73 (18) 

Nokia 5800 (27) – Nokia 8600 (40) – Nokia 6500 Classic (19) – Nokia 7373 (12) – Nokia E61i (23

LG Mobile Phones: KG800 (12) – Prada (22) – Shine (13) – LG Viewty KU900 (26

Samsung Mobile Phones: i900 Omnia 8GB (37) – i900 Omnia 16GB (44) – F480 Tocco (25) – U900 Soul (29) – P520 Armani (31) – U600 (14) – G600 (19)

Sony Ericsson Mobile Phones: K850i (25) – K800i (13) – W960i (35) – W910i (20) – W880i (16) – W810i (15) – W380i (14) – C902 (23)

Gaming Consoles:

Microsoft Gaming: 360 Elite (23) – Xbox 360 Premium Edition (17) – Xbox 360 Arcade (13) – 360 Game Pack (14)

Sony Gaming: Playstation 3 80GB (30) – PSP Black Slim & Lite Base (13) – PSP White Slim & Lite Base (13) – Playstation 3 – 3 Game Pack (14

Nintendo Gaming: Wii (19) – DS Lite Pink (13) – DS Lite White (13) – DS Lite Black (13) – Wii – 3 Game Pack (14) – DS Lite – 3 Game Pack (10

MP3 Players:

Apple MP3 Players: Apple iPod Nano 8GB (11) – iPod Nano 16GB (15) – iPod Classic 120GB (18) – iPod Touch 8GB (17) – iPod Touch 16GB (22) – iPod Touch 32GB (29

Sony Walkman MP3 Players: Waikman Video 8GB (18) – Walkman Video 4GB (14) – Sony Walkman 20GB (18

Creative ZEN MP3 Players: Wision W (23) – Wision M 60GB (21

Samsung MP3 Players: YP Z5 (13

HDTV:

Samsung HDTV: 19 inch HD Ready LCD HDTV (23) – 22 inch HD Ready LCD HDTV (30) – 23 inch Full HD 1080p HDTV (50) – 40 inch Full HD 1080p HDTV (65

Sony HDTV: 20 inch HD Ready LCD HDTV (29) – 26 inch HD Ready LCD HDTV (35) – 32 inch HD Ready LCD HDTV (40

البته خودتان می توانید برای آشنایی بیشتر با هدایا و زیر مجموعه های مورد نیاز روی گزینه

gifts … و از منوی سمت راست نوع جایزه رو انتخاب کنین بعد بر روی بر روی گزینه ی مورد علاقه ی خود ماوس را نگه دارید تا تعداد اعتبار مورد نیاز برای دریافتتان را مشاهده کنید(منظور از اعتبار تعداد زیر مجموعه هایی است که شما برای دریافت هدیه نیاز دارید)

بعد از انتخاب گزینه ی مورد علاقه ی خود کد و نام آن را به خاطر بسپارید.


Post Code/Zip: در این قسمت کد پستی منزل خود را وارد کنید.(رو قبض تلفن هستش)

Referral ID: در این قسمت کدی وجود دارد به آن دست نزنید

(توجه کنید اگر کد ننوشته بود این کد را وارد کنید:91734689)
در قسمت Term and Condintion یک تیک بزنید

توجه : اگر کد نوشته نبود یعنی ثبت نام شما ناقص است و دعوتنامه ندارید و ثبت نام شما اعتبار ندارد .

اگر در هنگام ورود مشخصات مشکلی پیش نیاد، به ایمیلتان آدرسی میاد بر روش کلیک کنید تا ثبت نامتون تکمیل بشه و بعد وارد صفحه ای خواهید شد که لینک زیر مجموعه گیری شما در آن موجود است. شما باید این لینک را به افراد بدهید و اگر کسی با این لینک ثبت نام کند زیر مجموعه ی شما خواهد شد. بعد از اینکه کسی در زیر مجموعه ی شما قرار گرفت و فعال شد(زیر مجموعه گرفت) 1 امتیاز به شما داده می شود و شما بعد از کسب امتیازهای لازم برای دریافت پکیج انتخابی می توانید آن را درخواست بدهید تا ارسال شود.


بعد این دیگه به شما بستگی داره که چه کار می کنین.

چون عضویت رایگان هست پس هیچ ضرری نمیکنید

در ضمن برای اینکه وارد اکانت خودتون بشید باید ایمیل و پسووردتون رو به یاد داشته باشید و وارد سایت X Pango بشید و در بالای صفحه ایمیل و پسوورد رو وارد کنید.

و نکته خیلی خیلی مهم اینه که: کسانی که با لینک من ثبت نام کنن میتونن لینک زیر مجموعه گیری شون رو تو نظرات به من بدن تا بهشون تو زیرمجموعه گیری کمک کنم.

فرجه-- شعر

اونـــا کــه میــمیرن مـیرن تــــو بــرزخ *** قـاطـی میشـن اهــل بهشت و دوزخ

کـــار همـــــه اونجــــا بخـور بخـــوابــه *** تــــا روز آخــــر ، کــه حساب کتــابــه 

اونجــــــا یـــــــه سـیستم اداری داره *** واســــــه خودش ســاعت کاری داره 


سیـستِم اونجــــارو میگـــن عــالیــه  *** کـــلِّ لـــــــوازمــــش دیجـیـتــا لـیــــه 

فــرشتــه ای هست کـه کارش اینه *** صُب تـــاشـب اونجـا بگیـــره بشینه 

کـارکـه نباشه حــوصله ش سرمیره  *** میشـینه بـا کــــامـپیــوتــــر ور مـیره 

مـیخواس تــــوی کـامپـــیوتـر بگــرده  *** رف تـــو پــــروفـــایل یــه پیره مــرده 

کــــامپیوتــر یکی دو دفه گف: دینگ *** پـــرید توی گــزینه ی " دیپورتینگ " 

فرشته هه دسپاچه شد کلیک کــــرد *** کامپیوتر بدجوری جیکّ وجـیک کـــــرد 

یهــــو در یـــــــه قــبر کهــنــــه وا شد *** یـــــه پیــــره مـرد بـــــــا شکـوه پا شد 

ازش ســـوال کـــــــردن اسـمت چیـــه *** گفـت: ابــوالقــــــــــاسم فـــردوسیـــه 

یکـی دوروز نشس تـــــوی یــــه میدون *** دیـد نمیشه پـــا شـد اومــد تـــو تهرون 

زمـین نفس کشـــید و بــرفــا آب شــد *** بهـــــــار اومـد دوبـــــــاره انقــلاب شـد 

هـــوای تهــــرون یــه نمه ملــس بــــود *** مــزّه ی زنـــدگی حســابی گــــس بود 

باز شب عــید اومــد و رختــا نـــــو شد ***  فصـــل شلــــوغــی و بـــدو بــدو شــد 

شاعر شـــــــاهنــامه خوشحـــال شد *** دستـای اون رو شـونه هاش بــال شد 

بعــد هـــــــزار و چــند ســـــــال دوری 

اومده بود چهـــــار شنــبه ســــــــوری 

آتــیـش روشــن جـــوونهـــــارو دیـــد 

اونم یه بــــار از روی آتیــــش پـــــریــد 

مـــامـــورا اومـدن بهـش گیــــر دادن 

چن نفـــری دور و ورش واســتــــادن 

بــا حـرفاشـون کلی بهش نیــش زدن 

گـــــرفــتــنــو ریشــــشو آتـیـش زدن 

شاعــر شاهنـــــــــامه بـــا حــــال بــد 

رفت و نشــس ریشـــشو بــــا تـیــغ زد 

خـلاصــــــه، تصـمیـــم گـرف نــــو بشه 

صــاحب کت شلـــــوار و پالتـــــو بشـه 

رف جلـــــو مغـــــازه پشـت ویتــریـــــن 

دیـد همه ی لبـــاسا هَـس مـدین چین 

مـو بـه تنـش همـون دقیقه سیــخ شد 

یـه خورده واستاد به لبـاســـا میخ شد 

مغــــازه داره گفــت : عــزّت زیـــــــــاد 

دایــی ، بــــرو کنــــار بذار بــــاد بیــــاد 

بـــــا اینــکه چــرت و پـرت گفت یــــارو 

شـاعـر شاهنـــــــامه رفـت اون تــــــو 

بــــه قـول مــا یـه خورده پالتار خریـــــد 

شــال و کـلاه و کـت و شلـوار خریــــد 

دستــشـو تـــو جیب بغـل فـــرو کــــرد 

اشــــرفــی قـــــــرن چهــارو رو کــــرد 

شـــــاعـــر مــــــا بعد خـــــرید هنگفت 

به شیوه ی خودش به اون جوون گفت: 

------------------------------------ 

شمـا را چه رفته ست کاینسان خـُلید؟ 

چــــــرا جــمــلـــه ژولـــیده و بُنجـُلید؟ 

چــــرا سیــخ سیـخــی شــده مویتان؟ 

چـــــرا مــثل زنهـــاست ابـــــرویتـــان؟ 

تـو مردی اگــــر، چیست آن موی مِش؟ 

بـــرو از سیــــــاوش خجــــالت بکـــش 

هــــزاران چــو تــــو لندهــــــــــور پلیـد 

نیرزد بــه یک مــــــــوی گـــُرد آفــریـــد 

اگــــر لشکــــر انگیـــــزد اسفنـدیـــــار 

دگـــر مـــــوی مِش کرده نــاید به کــار 

تــورا پــــاردم گــــردد آنگـــــه عِنـــــان 

همی می کنی پشـت بــــر دشمنــان 

تــــویی کـــه بـــــه مـن تکّه انداخــتی 

گمـــــــانم مــــــرا خــــــوب نشناختی 

ابـــوالقــــــــــــاسمم بنده ، فردوسیََم 

حکیـــــــــــم زبــــــان آور طــــــوسیَم 

کنون زیـــــــــــر این گنبد نیـل فــــــام 

همــــه مــر مـــرا می شناسند نــــام 

-------------------------------------- 

یــــه لحظـــه بعــــدِ اون صـدای کلفت 

مــــرد فروشنده بــه فــردوسی گفت: 

خودت که نـــــه، میدونتــو میشناسـم 

از تـــو کسی چیـــزی نگفتــه واســم 

ببینمت، تــــــو شاعــری راس راسی؟ 

"مــــریم حیـدر زاده" رو میشنـــاسی؟ 

راستی یه چی بخوام، ازت بر میـــــاد؟ 

ترانـــــه ی رپ از کارات در میـــــاد؟ 

پسر خالـه م میخواد کاست جم کنــه 

یه چیزایی میخواد سر هـــــــــم کنــه 

میخوام بـــــراش چیــزای مشتی بگی 

هفش تـا شعـر شیش و هشتی بگی 

بیـــــا ، اینم یـــه کـــاغذ و یـه خودکــار 

یــــه چی بگوتومایه های " شاهکــــار" 

امّـــا تــورو جـــون مـــامــانت استـــــاد 

چیزی نگی که گیــــر بــدن تو ارشـــاد 

--------------------------------- 

شاعــر شاهنــــامه ســری تکون داد 

هیچّی نگف، فقــط پـــا شد راه افتـاد 

دید نمیتـونـه بـــــا همــــه بجنگــــــه 

هرجـــا کـــــه میره آسمـون یــه رنگه 

بنـده خـــدا دلش میخواس خیلی زود 

دوبــــــــاره بــــرگـرده همونجــا که بود 

طفلی نشس همینجوری غصّه خورد 

یه روز نوشتند ، کــه دق کـــرد و مـرد

پاسخ به نظرات شما

سوال یکی از عزیزان که تو نظرات اعلام کردنن:

من یه سوال دارم الان قسمتی رو داره از تی وی نشون میده که پری میلر رفته ولی در سری های بعد سر و کلش پیدا میشه الان کجا رفته چرا رفته گفتم شاید شما بدونید.


واسه تاخیر در پاسخ دادن عذر خواهی می کنم.

تلویزیون اون چند قسمت رو به ترتیب نشون نداد این رفت و آمدها هم به همین علته.

علت رفتن پری میلر هم اینه چند مورد میتونه باشه :

1- ترسیدن از امتحان ورودی دبیرستان

2-رفتن پیش مادرش

3-شنیدن «  نه » از رودا استوارت 

4-رفته پیش ملکه خانوم(( ))

فرجه

چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غم هایم بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهای تنهایم


خودم را به باد سپرده ام و در آسمان به ناکجا می روم! کودکی، من و ریسمان پاره بادبادکش را می پاید! سراغ مرا از قاصدکان بی خبر مگیرید



در حضور واژه های بی نفس صدای تیک تیک ساعت را گوش کن شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی



کوتاه داستان

فوائد پاره آجر! ، طنز مدیریتی

 

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می‌گذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد. پسرک گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند. 

پسرک گفت:
 "اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم. برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم". مرد بسیار متأثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گران قیمتش شد و به راهش ادامه داد. 
نکته ها :

نکته اخلاقی : در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنیم که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب کنند! خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف میزند. اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجر به سمتمان پرتاب کند. این انتخاب خودمان است که گوش بکنیم یا نکنیم!

نکته مدیریتی : به محیط داخلی و خارجی سازمان خود به اندازه کافی توجه داشته باشید. ذینفعان داخلی و خارجی سازمان را در نظر بگیرید و به خواستها و نیازهای آنها توجه کنید. نیروی انسانی به عنوان یک سیستم طبیعی زنده و هوشمند و سازمان به عنوان یک سیستم اجتماعی پیچیده، رفتارهای متنوع و پیچیده‌ای از خود نشان می‌دهند که حکم «پاره آجر» حکایت را دارند اما به آن سادگی که مرد ثروتمند متوجه پاره آجر شد مدیران نخواهند توانست «پاره آجرهای» نیروی انسانی و سازمان را درک کنند چرا که نوع آنها متنوع، پیچیده بوده و دارای معانی مختلف هستند و ممکن است خود را در قالب نقاط قوت و ضعف نشان دهند. بنابراین باید شناخت کافی نسبت به نیروی انسانی و سازمان خود داشته باشند و رفتار و سبک متناسب با مدیریت آنها را بکار بندند. هم‌چنین محیط خارجی سازمان نیز باید بررسی شود و «پاره آجرهایی» که در قالب فرصت‌ها و تهدیدها در پیش روی سازمان قرار می‌گیرند، پیش از آنکه مانند پاره آجر به سازمان صدمه بزنند، شناسایی شده و رفتار مناسب برای برخورد با آنها اتخاذ شود

پایان امتحانات

خوب بالاخره امتحانات من فردا تموم میشه از این به بعد جدی تر به ادامه کار این وبلاگ می پردازم

و می خوام از همین جا یه تشکر از بچه های خونگرم تبریز کنم که از ما حمایت کردن بابا دمتون گرم

A Watch in the Night

 فصل دوم
A Watch in the Night

 

Emily stood quite still and looked up at Ellen's broad, red face--as still as if she had been suddenly turned to stone. She felt as if she had. She was as stunned as if Ellen had struck her a physical blow. The colour faded out of her little face and her pupils dilated until they swallowed up the irises and turned her eyes into pools of blackness. The effect was so startling that even Ellen Greene felt uncomfortable.

"I'm telling you this because I think it's high time you was told," she said. "I've been at your pa for months to tell you, but he's kept putting it off and off. I says to him, says I, 'You know how hard she takes things, and if you drop off suddent some day it'll most kill her if she hasn't been prepared. It's your duty to prepare her,' and he says, says he, 'There's time enough yet, Ellen.' But he's never said a word, and when the doctor told me last night that the end might come any time now, I just made up my mind that I'd do what was right and drop a hint to prepare you. Laws-a-massy, child, don't look like that! You'll be looked after. Your ma's people will see to that--on account of the Murray pride, if for no other reason. They won't let one of their own blood starve or go to strangers--even if they have always hated your pa like p'isen. You'll have a good home--better'n you've ever had here. You needn't worry a mite. As for your pa, you ought to be thankful to see him at rest. He's been dying by inches for the last five years. He's kept it from you, but he's been a great sufferer. Folks say his heart broke when your ma died--it came on him so suddent-like--she was only sick three days. That's why I want you to know what's coming, so's you won't be all upset when it happens. For mercy's sake, Emily Byrd Starr, don't stand there staring like that! You give me the creeps! You ain't the first child that's been left an orphan and you won't be the last. Try and be sensible. And don't go pestering your pa about what I've told you, mind that. Come you in now, out of the damp, and I'll give you a cooky 'fore you go to bed."

ادامه مطلب ...

HARRYPOTTER FOR EVER

http://witchcraftsociety.parsboard.com

انجمن گفتگوی جدید در مورد هری پاتر با امکاناتی جالب:

HARRYPOTTER FOR EVER

1-گرفتن نقش یکی از کارکتر های فیلم

2- عضو شدن در یکی از گروه های چهارگانه اسلایترین،گریفیندور،هافلپاف و ریونکلاو

3-انجمن های بحث و گفتگو در مورد مسائل مختلف

4-جدیدترین اخبار هری پاتر

5-عضویت در هاگوارتز و حاضر شدن در کلاس های درس و یا تدریس یکی از درسهای هاگوارتز به دانش آموزان اش

به زودی ...

The House in the Hollowفصل اول

The House in the Hollow



The house in the hollow was "a mile from anywhere"--so Maywood people said. It was situated in a grassy little dale, looking as if it had never been built like other houses but had grown up there like a big, brown mushroom. It was reached by a long, green lane and almost hidden from view by an encircling growth of young birches. No other house could be seen from it although the village was just over the hill. Ellen Greene said it was the lonesomest place in the world and vowed that she wouldn't stay there a day if it wasn't that she pitied the child.
ادامه مطلب ...

کتاب امیلی در نیومون

از این به بعد تو هر پست یه فصل از متن انگلیسی کتاب امیلی رو میذارم

کتاب امیلی در نیومون

یه خبر خوش دارم :

می خواهیم کتاب امیلی در نیومون رو که در سه جلد چاپ شده به زبان فارسی ترجمه کنیم.

در همین راستا به چند تا مترجم هم که بتونن انگلیسی رو به فارسی ترجمه کنن نیاز داریم.

اگر فکر میکنید شما هم می تونید با ما همکاری کنیدحتی در حد یه خط تو بخش نظرات ایمیل یا ID خودتون رو بذارید.

میر حسین موسوی

میرحسین کیست؟

میرحسین موسوی متولد خامنه سال ۱۳۲۰ است. کاسب زاده آذری سالهای پرافتخاری را پیش و پس از انقلاب در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است. سالهایی که از عالم هنر به سیاست آمد و از سیاست به هنر بازگشت.و اینک بار دیگر به عالم سیاست باز گشته است. میرحسین موسوی، اگر چه فوق لیسانس معماری دارد اما بیش از انکه در عرصه معماری شناخته شده باشد، چهره ای سیاسی است.

هرچند او به عنوان آخرین نخست وزیر نظام جمهوری اسلامی ایران (پس از مهدی بازرگان، محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی) پس از اتمام دوره خدمتش در این منصب، عطای سیاست را به لقایش بخشید و به عالم هنر بازگشت.

او که مدرکش را در بهار سال ۴۸ از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) در رشته معماری و شهرسازی اخذ کرد، طرح اداره مرکزی آب و فاضلاب اصفهان را در سال ۱۳۴۸ نوشت و تا سال ۵۰ آن را اجرا کرد. سپس طرح مجموعه کانون توحید را در سال ۱۳۵۰ اجرایی کرد تا آثاری ماندگار در معماری سیاسی ایران برجای گذارد. چرا که کانون توحید چه پیش از انقلاب و چه پس از ان مرکز تجمع سیاسیون منتقد بوده و هست. چه ان زمان که مطهری در آنجا سخنرانی می کرد و چه در سالهای اخیر.

از آثار معماری مهندس معمار در سالهای پس از انقلاب نیز می توان به طراحی ساختمان مزار شهدای هفت تیر، طرح مرکز مطالعات، طرح دانشگاه شاهد، طرح تکیه شهدای اصفهان، طرح بنای یادبود شهید خرازی، طرح مجموعه فرهنگی تجاری بین‌الحرمین شیراز و طراحی سایت دانشگاه علامه طباطبایی در سالهای دهه دوم انقلاب اشاره کرد. موسوی در دهه های بعد از فعالیت خود کاست تا جایی که ساخت مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری در سال ۱۳۷۶ تنها نماد فعالیت او در سالهای اخیر است. البته میرحسین در طول این سالها بیشتر به نقاشی روی آورد و چندین نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی را برپا نمود. ۲فرزند نتیجه زندگی مشترک میرحسین موسوی با زهرا رهنورد است.

مسئولیت‌های اجرایی :
۱- عضو شورای انقلاب اسلامی ۱۳۵۹-۱۳۵۸

۲-عضو شورای مرکز ی حزب جمهوری اسلامی ۱۳۶۱-۱۳۵۷

۳- رییس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی ۱۳۶۰-۱۳۵۸

۴- قائم مقام دبیرکل حزب جمهوری اسلامی ۱۳۶۰-۱۳۵۸

۵- سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی ۱۳۶۰-۱۳۵۸

۶- وزیر امور خارجه ۱۳۶۱-۱۳۶۰

۷- نخست وزیر ۱۳۶۸-۱۳۶۰

۸- رییس ستاد انقلاب فرهنگی ۱۳۶۰

۹- رییس شورای اقتصاد ۱۳۶۸-۱۳۶۰

۱۰- رییس بنیاد مستضعفان ۱۳۶۸-۱۳۶۰

۱۱- رییس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح

۱۲- عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه دارد-۱۳۶۸

۱۳- عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی ادامه دارد-۱۳۷۵

۱۴- مشاور سیاسی رییس جمهور ۱۳۷۶-۱۳۶۸

۱۵- مشاور عالی رییس جمهور ۱۳۸۴-۱۳۷۶

۱۶- رییس شورای هنر - ادامه دارد-۱۳۷۸

۱۷- رییس فرهنگستان هنر - ادامه دارد-۱۳۷۸

فعالیت های دانشگاهی:
موسوی در دانشگاه تربیت مدرس دروسی چون مسائل ایران و ریشه‌های انقلاب را تدریس کرده و در دیگر دانشگاه ها نیز به شکل پراکنده تدریس هایی داشته است. از جمله تدریس تاریخ تمدن و فرهنگ و معماری در دانشگاه ملی در سالهای ۱۳۵۷-۱۳۵۴/ او در این سالها رساله های بسیاری را راهنمایی کرده که از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد:

۱-مقایسة آرای سیدقطب و دکتر شریعتی استاد راهنما-کارشناسی ارشد

۲- مقایسة آرای امام خمینی(ره) و آیت‌ا… نائینی استاد راهنما-کارشناسی ارشد

۳-استراتژی امنیت ملی استـاد مشاور-دوره دکتـری

۴-کاریزما در مدیریت استـاد مشاور-دوره دکتـری

۵-چالش‌های مردم‌سالاری در ایران استاد راهنما-کارشناسی ارشد

۶-نفت و سیاست خارجی در دوران پهلوی۲ استاد راهنما-کارشناسی ارشد

۷-نفت و سیاست خارجی در دهه اول انقلاب استـاد راهنما-دورة دکتـری

۸- چرایی به قدرت رسیدن دولت مطلقه نوگرا در ایران استـاد راهنما-دورة دکتـری

۹- امنیت ایران در عصر جهانی شدن،چالش‌ها و سیاستها استـاد مشاور-دورة دکتـری

۱۰- توسعة مرکز شهر اردبیل استاد راهنما-کارشناسی ارشد

۱۱- طرح دانشگاه هنر اسلامی تبریز استاد راهنما-کارشناسی‌ارشد

۱۲- دولت رانتیر و جامعه مدنی در ایران (۱۳۷۶-۱۳۵۷) استاد راهنما-کارشناسی‌ارشد

۱۳-تأثیر ایدئولوژی سیاسی بر رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و آفریقای جنوبی استـاد مشـاور-دورة دکتـری

۱۴- الگوی مدیریت تکنوکراتیک و تأثیر آن بر موقعیت طبقة متوسط جدید ایران استاد مشاور- کارشناسی ارشد

۱۵- بستـرهای همکـاری و رقابـت روسـیه و ایالات متحده در آسیای مرکزی استاد راهنما-کارشناسی ارشد

کتاب ها و تالیفات:
موسوی که در سالهای ۵۸ تا ۶۰ سرمقاله های روزنامه جمهوری اسلامی را می نوشت، آثار مکتوب بسیاری در حوزه فرهنگ و سیاست دارد، از جمله « فرهنگ و واژگان علوم سیاسی در اسلام » انتشارات قلم ۱۳۵۶، «تحلیلی بر دو مفهوم قرآنی» انتشارات قلم ۱۳۵۶، « پنج گفتار دربارة انقلاب و جامعه» تألیف دفتر نشر فرهنگ اسلامی۱۳۷۷-۱۳۷۵

آخرین قسمت امیلی در نیومون

امروز یعنی جمعه اول خردادماه سال۸۸ قسمت آخر سریال امیلی در نیومون رو پخش کرد امیدوارم خاطرات شیرین و گاهی تلخ تون رو با امیلی از یاد نبرید و تو مدت تابستون هم بازم به ما سر بزنید





کلمات کلیدی:

تدی کنت + امیلی در نیومون + مارتا + لورا + خاله الیزابت + عکس +سانسور های امیلی در نیومون

عکس های جدید امیلی در نیومون (martha macisaac)

عکس 1

عکس 2

عکس3

عکس4

در این پست سه عکس از بازیگر نقش امیلی( Martha MacIsaac ) و یه عکس از کودکی نقش امیلی گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد.


**ضمنا همین جا از سحر عزیز هم تشکر میکنم واسه راهنمایی که کرد.*


یه نکته دیگه هم اینکه وقتی نظر میذارید ایمیل خودتون رو هم قرار بدین تا ما بتونیم از کمک ها و نظرات شما  بیشتر استفاده کنیم

return phonix-radio

راستی این اولین خبر از بخش هری پاتر هستش امیدوارم خوشتون بیاد.

نوید فلاحی سردبیر پادکست آوای ققنوس در بیانیه ای اعلام داشت پادکست کار خودش رو در تیر دوباره انجام میده.

امیدواریم این گروه موفق از این حواشیه اخیر خلاص بشن و بتونن توی تیر دوباره با قدرت برگردن.

امیلی در نیومون

بهترین وبلاگ یا وبسایتی که در ضمینه ی امیلی در نیومون دیده اید((چه داخلی و چه خارجی)) را در بخش نظرات اعلام نمایید.

دانلود مرورگر جدید

از تمام عزیزانی که از مرورگر های( Internet Explorer  )   شش یا هفت استفاده میکنند خواهشمندم به آدرس زیر بروید و از اونجا یکی از نسخه های opera  یا مرورگر فایرفاکس 3 رو دانلود کنین به خدا ex  مال عهد بوقه.

http://www.taktemp.com/category/download/browsers

نظر بدین

لطفا برای حمایت و دل گرمی مدیر سایت نظر بدین .به خدا 1 دقیقه هم از وقت تون رو نمی گیره.

بگین وبلاگ چه مشکلاتی داره ، ما در چه زمینه ای فعالیت بیشتری کنیم ، قالب ویلاگ خوبه یا نه و ... هر چی در مورد امیلی و این وبلاگ به ذهن تون خطور میکنه رو با ما در میان بذارید.


نظر بدین نظر بدین نظر بدین نظر بدین نظر بدین نظر بدین نظر بدین نظر بدین  نظر بدین نظر بدین


خلاصه قسمت اول امیلی

از همه ی دوستان عذرخواهی می کنم از لحاظ نرم افزاری دچار مشکلی شدیم برای همین نتونستیم عکس های قسمت اول رو براتون بذاریم. ان شا الله پس از رفع مشکل عکس ها رو هم به پست اضافه میکنیم

خلاصه قسمت اول


قسمت اول اینطور شروع میشه که امیلی داستان ما کنار ساحل در نزدیکی نیومون استاده و می خواد داستان زندگی خودش رو برامون تعریف کنه و این جوری شروع میشه داستان:

اون روز طوفانی بود .
مادر امیلی ((ژولیت)) روی تخت دراز به دراز شده و نفس های آخرش رو میکشه و امیلی هم ناگهان شوالیه ای سیاه ((الهه ی مرگ در داستان)) رو می بینه و تمام پس از دیدن شواله ی سیاه مادر امیلی فوت کرد.

طی مراسم تشییع جنازه برای بار اول امیلی خانواده ی مادریش رو می بینه الیزابت و لورا موری (خاله های امیلی))
امیلی هنگام بدرقه ی پدر از خاله هاش این حرف ها رو با خودش زمزمه می کنه:
اقوام مادرم همون طور که اومدن رفتن ،سیاه پوش به سردی گورستان اونا هم خون من بودن ولی وقتی بهشون نگاه میکردم بدنم می لرزید.

توی این قسمت هم امیلی به پدرش از معلم مدرسه شکایت می کنه که تمام روز رو اعشار درس میده و با چوبش روی میز بچه ها میزنه و اونا رو تنبیه میکنه
اینم دانش آموز جدید مدرسه هست که معلم میگه اسمت چیه اونم میگه روباه کوچک و معلم مسخرش میکنه
بعد میگه واسه چی اومدی اینجا پسرک هم میگه اومدم درس بخونم که معلم با چوبش به جونش میفته. امیلی ما هم پا میشه و جلوی معلم رو میگیره و سعی میکنه کاری کنه تا روباه کوچک فرار کنه.
روباه کوچک هم فرار میکنه و معلم امیلی رو با چوبش خوب میزنه
پدر امیلی هم وقتی میاد خونه و بدن دخترش رو میبینه که درب و داغونه میره مدرسه و یه مشت خوب به معلم امیلی میزنه و از خجالتش در میاد.
دکتر ند هم که دوست پدر امیلی هست به داگلاس استار((پدر امیلی)) در مورد اینکه باید داروهاش رو بخوره و رو خودش فشار نیاره حرف میزنه.
از قرار معلوم دایی معلم امیلی شخص مهمیه و کله گنده و میاد با رییس مدزسه حرف میزنه وبهش میگه باید داگلاس رو از مدرسه اخراج کنی<ضمنا بابای امیلی معلم همون مدرسه ای هست که امیلی توش درس می خونه>
بازم دکتر ند و داگلاس ستار همدیگه رو میبینن ولی این دفعه داگلاس داره وسایلش رو جمع میکنه.و دکتر میگه برو و ازش خواهش کن ببخشدت.و داگلاس هم میگه ما مثلا یه سری آدم روشن فکر و تحصیل کرده هستیم چطور رییس مدرسه از تنبیه بچه ها گذشت.

پس از مدتی گربه امیلی((پاندورا)) میره بالای بام خونه شون و داگلاس هم دلش واسه گربه میسوزه و میره گربه رو پایین بیاره که پرت میشه پایین.
دکتر ند تمام سعی خودش رو میکنه ولی بازم اون شوالیه شوم رو میبینه و پدرش هم ماند مادرش از دنیا میره.
حالا جلسه خانوادگی هست و می خواهند تصمیم بگیرن کی سرپرستی امیلی رو بر عهده بگیره .هیچ کس داوطلب نمیشه پس تصمیم میگیرن قرعه کشی کنن.
امیلی کاغذ رو بر میداره و می خونه ((الیزابت موری))
حالا امیلی داره بساتش رو جمع میکنه که برن نیومون((املاک خانوادگی موری ها)) که پاندورا رو هم با خودش میاره تو مسیر راه الیزابت متوجه میشه امیلی همراهش یه گربه داره و کلی کفری میشه .و گربه رو پرت میکنه از کالسکه پایین در همین حال هر چقدر لورا سعی میکنه نظر الیزابت رو تغییر بده موفق نمیشه


پایان قسمت اول